سلامـــــ
به همه ی دوستای عزیزم
امیدوارم حالتون خوب باشه .
میخواستم تو این آپ یه جورایی خداحافظی کنم باهاتون . البته این خداحافظی فقط از طرف من ( آویسا ) هستش .
این یه سال به خاطر درسا کمتر میام .
اما گــــل نـــاز عزیزم و مــــحــــدثه عزیزم هنوز با شما و کنار شما هستن .
بچه های قدیمی وبلاگ گل ناز وحیدی رو خوب میشناسن .
الان میخوام بهشون مژده بدم که گل ناز وحیدی قرار برگرده و با قلم فوق العاده اش بازم بنویسه .
دیگه پر حرفی نمیکنم .
و آخرین آپ رسمی خودمو تو این وب میذارم :

نگاهم خیره شده بود به نگاهت ... توان جم خوردن هم نداشتم ... !
آنقدر خیره نگاهت میکردم که اصلا متوجه نشدم که تو ... !
دستت را بلند کردی و به طرف من اشاره کردی .
آمدم تا دستت را بگیرم ... آمدم جلو !
جلو تر رفتم ...
باز هم جلو تر ...
باز هم جلو تر ...
نمیدانم چرا هر چقدر میدوم به تو نمیرسم !
درست جلوی چشمانم بودی اما ... اما هر چی میرفتم به تو نمیرسیدم !
گیجم ... گیج ... گیج .
باورم نمیشه ... این تو نبودی که سالهاست بهش خیره شدم !!
این نگاه های خودم بود که سالهاست با حسرت به عکس تو خیره شده بود و احساس میکرد تو هم به اندازه ی خودش دوستش داری ... !
اما حالا که به خودم آمدم ... حس میکنم ... سالهاست که تنها بودم و سالهاست که منتظر تو چشم به این عکس دوختم تا شاید این عکس فقط یک بار بگوید :
« دوســــــــت دارمــــــ »
همــــــین ... !

«« عکس تو همیشه اینجاست که نده دوریت عذابم ... ! // بشمرم چنتا ستاره که ببینمت تو خوابم !؟ »»
شـــاد بــــاشــــید و همـــــیشــــه بــــاشـــــیـــد ! 
